مگر بهتر از این هم می شود؟ 
اول مشتاقت کنند، بعد راهی ات کنند و نهایتا دل را بربایند و حاجت روا شوی
حالا میتوان گفت: خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد ... ارزومند نگاری به نگاری برسد
رسیدن راحت تر از رفتن است...

امسال اربعین توی کربلا اصلا نمیفهمیدم کجا هستم، همیشه همینطوره ... ماهی در آب قدر آب را نمیدونه
وقتی داشتیم از کربلا بیرون میرفتیم در خیابانی که منتهی به حرم بود دائم پشت سرم را نگاه میکردم ... وقتی به آخر خیابان رسیدیم خواستم برای آخرین بار حرم را ببینم که یک زائر جوان دائم میگفت: نگاه نکن، برنگرد، نمیتونی دل بکنی ... 
به حرفش گوش نکردم و همان شد! داغی که کربلا به دل من گذاشت را اشک چشمانم گواهی میدهند 

اللهم الرزقنا کربلا

منبع : حدیث نفس |بهترین سفر
برچسب ها : کربلا